يكي از شاگردان علامه طباطبائي گويد: چندين سال قبل كه به مشهد مقدس رفته بودم براي ديدن علامه طباطبائي به منزل او رفتيم. ديدم در اتاق بر روي تشكي نشستهاند (زيرا طبيب دستور داده بود كه به خاطر كسالت قلبي بر روي زمين ننشينند).
ايشان از روي تشك برخاستند و مرا به نشستن روي آن تعارف كردند، من از نشستن خودداري كردم و مدتي هر دو ايستاده بوديم تا بالاخره فرمودند: بنشينيد تا جملهاي را عرض كنم.
من هم ادب نموده و اطاعت كردم و نشستم و ايشان نيز روي زمين نشستند و سپس فرمودند: جملهاي را كه ميخواستم عرض كنم اين است كه آنجا كه شما نشستي نرمتر است![1]
[1] . مهر تابان، بخش نخست، ص 50ـ51.
روزي يك نفر يهودي كه ميخواست متعرض حضرت امير ـ عليه السّلام ـ شود به او گفت: هنوز پيامبر شما را دفن نكرده بودند كه اختلاف در ميان شما پيدا شد.
حضرت فرمود: اختلافي كه در بين ما پيدا شد از فراق او بود نه در دين او. اما پاهاي شما از آب نيل خشك نشده بود كه به پيامبر خود گفتيد: « اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ»[1] (براي ما خدايي قرار بده همانگونه كه بتپرستان خداياني دارند.) يهودي از جواب آن حضرت شرمنده شد و از تعرض به او پشيمان گشت.[2]
[1] . سوره اعراف، آيه 134.
[2] . لطائف الطوائف، ص 43.
| دعای امام(ع) و عاقبت حرمله |
|
منهال بن عمرو گوید: از كوفه بسفر حج رفتم و خدمت امام سجاد علیه السلام رسیدم . آن جناب از من پرسید از حرمله بن كاهل (قاتل شش ماهه علی اصغر بود) چه خبر داری ؟ عرضكردم در كوفه زنده است ؛ حضرت دست به نفرین او برداشت و از خدا خواست حرارت آتش و آهن را در دنیا به او بچشاند. منهال گوید: چون به كوفه برگشتم ، روزی بدیدن مختار رفتم ، مختار اسب طلبید و سوار شد، مرا نیز سوار كرد و با هم رفتیم به كناسه كوفه ، لحظه ای صبر كرد مثل كسیكه منتظر چیزی باشد، كه ناگاه دیدم حرمله را گرفته و نزد او آوردند. مختار حمد خدای بجای آورد و امر كرد ، دست و پای او را قطع كنند، و پس از آن او را در آتش اندازند. من چون چنین دیدم سبحان الله گفتم ، مختار گفت : برای چه تسبیح خدای كردی ؟ حكایت نفرین امام سجاد بر حرمله را و استجابت دعای او را نقل كردم . مختار از اسب خویش پیاده شد و دو ركعت نماز طولانی بجای آورد و سجده شكر كرد و سجده را طول داد. با هم برگشتیم ، چون نزدیك خانه رسیدیم او را به خانه خود دعوت كردم كه غذا میل كند! مختار فرمود: ای منهال تو مرا خبر دادی كه امام سجاد دعا كرد كه به دست من نفرین او بر حرمله مستجاب شده ، از من خواهش خوردن طعام داری ، امروز روز روزه است كه به جهت شكر این مطلب باید روزه باشم. |
| يک صد موضوع 500 داستان / سيد علي اکبر صداقت |
او كشتي نجات و كشتي شكسته مائيم مولا به كام غرقاب ما را نمي گذارد
حذیفه بن یمان گوید: رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را دیدم كه دست حسین بن علی - علیه السلام - را در دست خودگرفته بود و میفرمود:
«یا ایها الناس، هذا الحسین بن علی فاعرفوه، فو الذی بیده، انه لفی الجنه، و محبه فی الجنه، و محبی محبیه فی الجنه».
ای مردم، این حسین بن علی است، او را بشناسید؛ سوگند به آن خدایی كه جانم به دست اوست، براستی او در بهشت است، و دوستدار او نیز در بهشت است، و دوستدار دوستدار او نیز در بهشت میباشد.
