از حضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) منقول است كه چند چیز باعث پريشانى ميشوند و چند چيز است كه باعث توانگرى ميشوند.
اما آنها كه موجب فقر وپريشانى ميشوند:
تارعنكبوت را درخانه گذاشتن و درحمام بول كردن و درحال جنابت چيزى خوردن و با چوب گز خلال كردن و ايستاده شانه كردن و خاكروبه را در خانه گذاشتن و قسم دروغ خوردن و زنا كردن و اظهار حرص كردن و خواب در ميان نماز شام(مغرب وعشاء) و خفتن و خواب بعد از صبح پيش از طلوع آفتاب و دروغ بسيار گفتن و غنا و خوانندگى شنيدن و مردى را كه در شب گدایی كند چيزى ندادن و خرج را زياده از اندازه كردن وبا خويشان بدى كردن .
اما آنها كه موجب توانگرى و زيادتى مال ميشوند:
نماز پيشين و پسين را و نماز شام و خفتن(مغرب وعشاء) را با يكديگر خواندن و بعد از نماز صبح وبعد ازنماز عصر تعقيب خواندن وبا خويشان نيكى واحسان كردن و ساحت خانه را جاروب كردن و مال خودرا با برادران مؤ من قسمت كردن و بامداد بطلب روزى رفتن و استغفار بسيار كردن و خيانت در مال مردم نكردن و سخن حق وراست گفتن و آنچه مؤ ذن در اذان گويد ازپى او گفتن و در بيت الخلا سخن نگفتن و حرص در طلب دنيا نداشتن و شكر كسى كه نعمتى بر اين كس داشته باشد بجاآوردن و از قسم دروغ جتناب كردن و پيش از طعام دست شستن و نان ريزها كه از سفره ريزد خوردن و هركه هر روزى سه مرتبه سبحان الله بگويد حقتعالى هفتاد نوع بلا را از او دور گرداند كه كمتر آنها پريشانى باشد.
منبع : کتاب حلیة المتقین
لباس و كفش علي (ع)
روزي او را بر منبرديدم كه در حال صحبت، لباسش را تكان ميداد. بعدها از وي پرسيدم كه دليل اين كار چه بود؟
پاسخ داد كه فقط همين يك لباس را در اختيار داشته است و چون آن را شسته و در حال خيس در بر كرده بود تكان مي داده تا زودتر خشك شود.
او در لباس هم بسيار قانع بود. به لباسهاي گوناگون و رنگارنگ بي توجه بود. لباس و كفش ساده اي داشت كه خود مي شست و خود وصله مي زد.با سلام
میلاد امام مجتبی (ع) میارک باد
بعضی از دوستان می پرسیدند که چرا امام حسن (ع) با معاویه صلح کرد .
مگر کریم اهل بیت اهل سازش بود. آیا امام مجتبی فردی شجاع و اهل جنگ
نبود؟؟؟
داستانی برای آگاهی بیشتر و سرور دوستان و سیه رویی بیشتر دشمنان
حضرتش بیان می کنیم.
|
شجاعت امام حسن (ع) |
|
جنگ جمل در بصره بین سپاه علی (ع) و سپاه طلحه و زبیر، در گرفت ، آتش جنگ شعله ور گردید، امیر مؤمنان علی (ع) پسرش محمّد حنفیّه را طلبید و نیزه خود را به او داد و فرمود: با این نیزه به دشمن حمله كن ، محمّد حنفیّه به سوی دشمن حركت كرد، ولی در برابر گردان بنوضبّه قرار گرفت ، و نتوانست كاری انجام دهد، عقب نشینی كرد و به حضور پدر بازگشت ، هماندم امام حسن (ع) بر جهید و نیزه را از او گرفت و به میدان شتافت و مقداری با دشمن جنگید و باز گشت ، در حالی كه نیزه اش خون آلود بود. محمّد حنفیّه وقتی كه دلاوری امام حسن (ع) را دریافت ، صورتش (از شرمندگی) سرخ شد، امام علی (ع) به محمّد حنفیّه فرمود: لا تانف فانّه ابن النبی و انت ابن علی . |
|
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي |
اینک ماه رمضان، است
چون در بهارستان کتابها و نشانهها گام نهی و به کوی و برزنهای زیبای حدیث اهل بیت در آیی به نیکی به اقیانوسی رسی که کران تا کران آن را گوهرهای رنگی نهادهاند و هر گوهری نشانهای و هر نشانهای راهی به سوی دوست، و هم اینک راهی دیگر ... .
گویا همین دیروز بود که پیامبر در مسجد یثرب و بر روی منبری که از بوریا و چوبههای خرما شکل یافته بود، خطبهای رسا بیان فرمود و در آن سخنرانی، غفلت از آن ماه خدایی را به آنان بیم داد و آیه دیگری از کتاب فضیلت و اخلاق محمدی را ورق زد و آنان را به سوی میهمانی خدا فراخواند.
پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .
