از مسائل مسلّم در تمام شرائع سماوی، حرمت نفس انسانی، و كرامت اوست، و قرآن مجید از كرامت انسان در تورات و قرآن با این جمله یاد میكند:
«انّه مَنْ قتل نَفسْاً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فسادٍ فِی الأرض فَكَأَنّما قَتَلَ النّاسَ جَمِیعاً».(1)
«هر كس انسانی را بدون ارتكاب قتل یا فساد در روی زمین بكشد، چنان است كه گویی همؤ انسانهارا كشته است».
پیامبر گرامیصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم در خطبؤ حجّة الوداع حرمت خون انسان مسلمان را در حدّ حرم الهی یاد كرده، آنجا كه میفرماید:
«فانّ دماوءكُمْ وَ أموالَكم علیكم حرام كحرمةِ یومِكُم هذا فی شَهْرِكُم هذا فی بلدِكُم هذا».(2)
«احترام خون و مال شما به سان احترام روز عید قربان و ماه حرام و حرم الهی است».
خداوند در ده فرمانی كه به عنوان «جوامع الكلم» بر قلب پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم نازل فرموده تحریم كشتن انسان را یكی از آن ده فرمان موءكد قرار داده،و میفرماید:
«ولا تَقتُلوا النَّفْس الّتی حَرّم اللّه إِلاّ بالحَقّ».(3)
«انسانی را كه خداوند محترم شمرده مكشید مگر به حق و از روی استحقاق».
سخن دربارؤ حرمت انسانی از نظر شرایع آسمانی فزونتر از این است كه در این مختصر بازگو شود، هدف از این گفتار، تذكر نكتهای است و آن این كه همؤ جوامع غربی و شرقی بر حرمت انسانی تأكید دارند و منشور حقوق بشر را امضا كرده و شعار همگی مبارزه با تروریسم است، این سخن در حدّ شعار، بسیار شایع و گسترده است، ولی در مقام عمل، آنچه امروز احترام ندارد، خون انسانهای بیگناهی است كه به وسیلؤ افرادی كه آلت دست دولتها و یا گروههای منحرف قرار گرفتهاند، به ناحق ریخته میشود، و هیچ اشكی بر این قربانیان و ویرانیها ریخته نمیشود، و فقط پیامهای تسلیت و احیاناً تبرّی مبادله میگردد.
شاید در هیچ دورهای مانند عصر ما، كرامت بشر زیر پا نهاده نشده، و روزی نمیگذرد كه زن و مرد، كوچك و بزرگ، قربانی تروریسم نگردند.
البته تروریسم در منطقه به دو صورت خود را نشان میدهد:
1. تروریسم دولتی كه در رأس آن كشتارهای دستهجمعی دولت اسرائیل در سرزمینهای اشغالی و آمریكا در كشور عراق قرار دارد.
2. تروریسم به ظاهر غیر دولتی امّا در واقع هدایت شده به وسیلؤ دولتهای فرصت طلب كه از آنها به عنوان عِدّه و عُدّه حمایت میكنند.
ما با انگیزهها و علل این نوع كشتارها كاری نداریم، ولی یادآور میشویم كه در حافظؤ تاریخ، این مقطع از زندگی بشر، به عنوان سیاهترین صفحات، ثبت خواهد شد، كه در آن بدون پروا، شب و یا روزی نمیگذرد، مگر این كه گروهی به وسیلؤ همین انسان نماها كشته میشوند و به زیر خاك میروند.
جاری شدن این رودهای خون و ناتوان ماندن تمدّن غربی از جلوگیری از این كشتارها كه همه را در وحشت فرو برده، و یادآور توحش عصر جاهلیت است، خود نشانؤ آن است كه ایدئولوژی غربی كه اساس آن را توجّه به لذّت و بهرهگیریهای مادی تشكیل میدهد، در بالا بردن منزلت انسانها و جلوگیری از این نوع قتلهای بیرحمانه بسیار بسیار ناتوان است.
اینجاست كه خردمندان باید چارهاندیشی كنند، تا كی این وضع میتواند ادامه پیدا كند.چاره این دردها جز احیای معنویت و گرایشهای دینی چیز دیگری نیست تا روح بشر، با ایمان، تلطیف یافته و انگیزههای او دگرگون گشته و لذّت و تعالی خود را در خدمت به انسان جستجو كند نه در كشتن و دریدن انسانها، او باید از سرپرستی یتیم و زنان بیوه، و سالمندان و از كار افتادگان بیشتر لذت ببرد تا سكس و خشونت.
البته پشت سر بسیاری از این كشتارهای بیرحمانه، دست صهیونیسم در كار است، و قرآن دربارؤ آنان میفرماید:
«كُلَّما أُوقدوا ناراً لِلْحَرب أَطفأها اللّه».(4)
«هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت».
این بار نیز این فتنهها و فسادها و كشتارها و ویرانگریها پایان میپذیرد و صلح و صفا و برادری و برابری و مهر و عاطفه در پرتو خورشید مكه(حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) بر جهان حاكم خواهد شد.
«وَلَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكرْ أَنَّ الأَرضَ یَرِثُها عِبادی الصّالِحُون».(5)
((درزبوربعدازذكر(تورات )نوشتیم بندگان شایستهام وارث حكومت زمین خواهندبود)).
1 . مائده/32.
2 . وسائل الشیعه، ج19، باب 1، از ابواب قصاص نفس، حدیث3.
3 . انعام/151.
4 . مائده/64.
5 . انبیاء/105.



